یکی از سکوت صدایم کرد
یکی از سکوت صدایم کرد و با صدایش
سکوتم را شکست . این صدای تنهایی بود که غم را برایم هدیه آورده بود . او
چه میدا نست که غم من تنهایی ست نه غم تنهایی ولی اگر غم هم مرا تنها می
گذاشت ، در سکوت تنها می ماندم ای سکوت ! صدایم کن . تنها تو از صدای دلم
آگاهی و تو ای غم مرا رها کن که غم من از هجر نیست و سکوتم نه از تنهایی
که رفیقم فقط تنهایی ست . غم من آن است

نوشته شده توسط Farhad Gulf در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 21:32 |
لینک ثابت |