**************************************************
غير از اين داغ که در سينه سوزان دارم
چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم
اين همه خاطر آشفته و مجموعه ي رنج
يادگاري ست کزان زلف پريشان دارم
به هواداريت اي پاک نسيم سحري
شور و آشفتگي گرد بيابان دارم
مگذر اي خاطره ي او ز کنارم مگذر
موج بي ساحل اشکم سر طوفان دارم
خار خشکم مزن اي برق به جانم آتش
که هنوز آرزوي بوسه ي باران دارم
غنچه آسا نشوم خيره به خورشيد سحر
من که با عطر غمت سر به گريبان دارم
شمع سوزانم و روشن بود از آغازم
که من سوخته سامان چه به پايان دارم
***************************************************
از طرف یکی از دوستان
نوشته شده توسط Farhad Gulf در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 10:40 |
لینک ثابت |