تبليغاتX
•♥´¨`♥•.¸¸.•عاشق ترین وبلاگ دنیا♥•.¸¸.•♥
تو ساحل
تو ساحل داشتم با خدا قدم ميزدم جاي پاي هردومون رو شنا ميموند ولي وقتي به آخر جاده

رسيدم به پشت سرم نگاه کردم و ديدم تنها يک جاي پا وجود داره از اون پرسيدم پس چرا تنهام

گذاشتي گفت بنديه من در جايي که فقط يک جاي پا ديدي مراحل سخته زندگيت بود که من تورا

در آغوش گرفته بودم

نوشته شده توسط Farhad Gulf در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 11:28 | لینک ثابت |